ولیلا
 



نوشته شده توسط محمد در شنبه نوزدهم مرداد 1392 |
ریشه مشکلات ما:‌

چرخه "دوست نداشتن همدیگر"‌، در حالی همه ما را می بلعد که هر کس فکر می کند در حال زرنگی و برنده شدن است و به این نمی اندیشد که اگر من در راه بندان جاده چالوس آب معدنی را به 10 برابر قیمت بفروشم، فردا خودرویی سوار می شوم که کارگر خط تولیدش چون مردم را دوست ندارد، فلان پیچش را محکم نبسته است و آن کارگر هم شیر پالم دار می خورد تا زودتر سکته کند و و رئیس کارخانه لبنیات هم سر یک چهار راه با یک راننده تاکسی دعوا می کند و مصدوم می شود و...

- در شیرهای پرچرب، روغن پالم که برای سلامتی مضر است می ریزند و به مردم می فروشند.

- در اکثر تن ماهی ها ، روغن نباتی را به جای روغن ماهی می ریزند و به مردم می فروشند.

- قبل از زدوده شدن سموم کشاورزی از روی میوه ها ، آنها را می چینند و به مردم می فروشند.

- دو میلیون خودرو و سه میلیون موتورسیکلت معاینه فنی ندارند.

- 15 میلیون پرونده مفتوح قضایی در محاکم کشور در جریان است.

- از اول فرودین تا آخر دی سال گذشته ، فقط در تهران، ‌90 هزار نفر به دلیل نزاع به پزشکی قانونی تهران مراجعه کرده اند. آمار کل کشور بیشتر است.

- در تعطیلات عید فطر که جاده های شمال به دلیل کثرت مسافران قفل شد، برخی فروشندگان بین راهی، یک بطری آب معدنی را تا 10 هزار تومان به مسافران مانده در راه فروختند.

- ... .

این لیست را می توان همچنان ادامه داد اما واقعیت این است که با فهرست کردن رنج هایی که می بریم ، کاری از پیش نمی رود.
پس چه باید کرد؟

شاید بهتر باشد کارخانه هایی که لبنیات آلوده به پالم به مردم می دهند را پلمپ کنیم و تولید کنندگان متقلب تن ماهی را به مجازات های نقدی سنگین ( نه! خیلی سنگین) محکوم نماییم.

شاید بهتر باشد از همین امروز، علاوه بر پارکینگ های شهر، بیابان های اطراف شهرها را هم تبدیل به پارکینگ کنیم و همه خودروها و موتورسیکلت های فاقد معاینه را به پارکینگ های شهری و بیابانی منتقل کنیم.

شاید یکی از راهکارهای لازم برای کاهش تعداد پرونده های قضایی این باشد که تعداد قضات بیشتری در دستگاه قضایی استخدام شوند یا شعبات پزشکی قانونی را برای تسریع در کار مراجعه کنندگان بیشتر کنیم.

گرانفروشانی که آب معدنی را چندین برابر قیمت فروختند حتماً باید به تعزیرات معرفی شوند. شاید بد نباشد که از این به بعد، نهادهایی مانند هلال احمر در شرایط مشابه ، آب و غذا به مسافران برساند.

همه این ها راهکارهایی هستند که می شود درباره شان فکر کرد، برایشان همایش گذاشت، مصوبه و بودجه گرفت و عملیات اجرایی شان را محقق ساخت اما واقعیت این است که در کنار همه این کارهای اجرایی - که در جای خود لازم اند - باید به سراغ "ریشه مشترک" همه این مشکلات رفت.

اما به نظر می رسد ریشه مشترک ریختن روغن پالم در شیر و گران فروختن آب به مسافران جاده چالوس و نزاع های خیابانی ، این است که "ما همدیگر را دوست نداریم".
اگر مدیر فلان کارخانه تولید لبنیات، مردم را دوست می داشت، با خود می گفت که درست نیست آنها با خوردن لبنیات کارخانه من دچار چربی اضافه و بیماری شوند.

آن کشاورزی که میوه های آلوده به سم تحویل مردم می دهد،‌ اگر همنوعان خود را دوست داشت، با خود می گفت که درست نیست خانواده ها به هوای این که دارند میوه های پر از ویتامین می خورند، ذره ذره سم بخورند و در دراز مدت به انواع سرطان ها دچار شوند.

آن مغازه داری که فرصت در راه ماندگی مردم را برای گرانفروشی مغتنم دانست،‌اگر مردم را دوست داشت ،‌به آنها به چشم شکار نگاه نمی کرد و ... .

چرخه "دوست نداشتن همدیگر"‌ ، در حالی همه ما را می بلعد که هر کس فکر می کند در حال زرنگی و برنده شدن است و به این نمی اندیشد که اگر من امروز آب معدنی را به 10 برابر قیمت بفروشم، فردا خودرویی سوار می شوم که کارگر خط تولیدش چون مردم را دوست ندارد، فلان پیچش را محکم نبسته است و آن کارگر هم شیر پالم دار می خورد تا زودتر سکته کند و و رئیس کارخانه لبنیات هم سر یک چهار راه با یک راننده  تاکسی سر بوق زدن دعوا می کند و مصدوم می شود و آن راننده تاکسی هم به پست تعمیرکاری می خورد که روغن تقلبی به ماشین اش می ریزد و این قصه همچنان ادامه می یابد و هر کدام از ما ، دیگری را قربانی می کنیم و قربانی دیگری می شویم.

"همدیگر را دوست بداریم" ؛ این کلید حل معماست و راهگشای بسیاری از معضلات اجتماعی است که درگیرش هستیم.

 اگر به همان اندازه که به لایه های رویی مشکلات می پردازیم،‌ به ریشه مشترک شان توجه کنیم و آن گاه از خود بپرسیم چرا دوست نداشتن همدیگر،‌ این همه فراگیر شده است و سپس به همین یک سوال و پاسخش بپردازیم، جامعه ایران ،‌جای بسیار بهتری برای زندگی خواهد بود.


پی نوشت1:

این عکس ، یکی از زیباترین عکس هایی است که دیده ام. کسی که این کاغذ را روی در خانه اش چسبانده ،‌ حتماً انسان مهربانی است و مردم را دوست دارد.

ای کاش همه ما این گونه بودیم و البته می توانیم این گونه باشیم زیرا مهربانی در ذات بشر است.

حتی اگر از منظر نفع گرایانه هم به موضوع بنگریم، نهایتاً این مهربانی ها به نفع خودمان است. 

پی نوشت 2:
برای مهربان بودن با یکدیگر ، منتظر نباشید دولت بیاید و فرهنگ سازی کند تا ما همدیگر را دوست داشته باشیم. از همین امروز به اصالت انسانی خویش برگردیم، انسان ها را دوست بداریم و رفتار مهربانانه تری داشته باشیم،‌به همین سادگی. باور کنید زندگی خودمان هم راحت تر می شود.

عصرایران ؛ جعفر محمدی

نوشته شده توسط گروه نویسندگان در شنبه هجدهم مرداد 1393 |
درك مقام شهيد از توان و ظرفيت فهم ما خارج است و تنها منبع وحي الهي است كه شمه اي از اين مقام را براي ما بازگو فرمود ه است :  براي كسانيكه در راه خدا كشته مي شوند نگوييد مردگانند ( كلمه اموات را در باره شهدا به كار نبريد ) بلكه آن ها زنده اند ، لكن شما درك نمي كنيد.
يادواره 43 كبوتر پر پر شده منطقه كسليان در راه است از

همه دوستداران و عاشقان دعوت مي شود درجلسه فرهنگي شركت نمايند.

زمان روز پنجشنبه مورخه 93/2/25  از ساعت 2 بعد از

ظهر تا 5/5 بعد از ظهر سالروز وفات حضرت زينب (س)

مكان رو ستاي پيرنعيم
نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 |


                                                     ((انا لله و انا الیه راجعون))

برادر بزرگوار،جناب آقای حشمت رضایی

خبر درگذشت برادر گرامیتان مرحوم مغفورجوان ناکام،کربلایی مجتبی رضایی موجب تاثر و تالم خاطر گردید. 

وبلاگ روستای ولیلا به نمایندگی از اهالی و بستگان ولیلایی، مصیبت وارده را به جنابعالی  و خانواده محترم رضایی تسلیت عرض نموده و از درگاه احدیت برای آن فقید سعید علو درجات و برای سایر بازماندگان صبر و شکیبایی مسالت می‌نماید.


نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه سی ام بهمن 1392 |

   منتظر برف ولیلا بودیم.... ولی ای کاش برفی نمی بارید و "فرهاد" در کنارمان بود؛

دنیا بدون "فرهاد" زیبایی برای ما ندارد؛

"فرهاد عزیز" یادم میاید هر وقت مادرت می خواست چیزی از تو به ما بگوید، می گفت:

"فرهاد جان من"

عمه عزیز ما،  فرهاد در قلب همه ما جا دارد،تو و فرهاد عاشق هم بودید و هیچ گاه سرنوشت نمی تواند بین شما جدایی بیاندازد؛

فرزاد جان غم از دست دادن برادر سنگین است؛ ولی باید جای خالی فرهاد را برای مادر   

پر کنی ، بیشتر از همیشه در کنار مادر باش؛

و ای "فرهاد عزیز "از خدا بخواه دل مادرت را آرام کند.

نوشته شده توسط گروه نویسندگان در یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 |
                                                              

با کمال تأسف باخبر شدیم آقای فیروزمند نوری  برادر شهید والامقام دانشمند نوری و داماد محترم حاج رضا صمدی ولیلایی دار فانی را وداع گفت.

این مصیبت را به خانواده محترم نوری و صمدی ولیلایی تسلیت عرض می نماییم و از خداوند متعال برای متوفی طلب مغفرت و برای خانواده محترمشان صبر جمیل مسئلت می نماییم.


نوشته شده توسط محمد در شنبه دوازدهم بهمن 1392 |

                                                    بازگشت همه به سوی خداست


 با نهايت تاسف وتاثر، درگذشت  ،مرحوم مغفور شادروانُ

 آقای فرهاد طالبی  فرزند جوان  و دلبند  مرحوم محمد علی طالبی و خانم فضه صمدیان ولیلایی را به اطلاع كليه دوستان وآشنايان ميرساند


وبلاگ روستای ولیلا به نمایندگی از اهالی وبستگان ولیلایی آن مرحوم، مصیبت وارده را به خانواده محترم طالبی و صمدیان تسلیت عرض کرده واز خداوند منان برای روح آن مرحوم، رحمت ومغفرت  و برای بازماندگان محترم ایشان  طلب صبر وشکیبایی مسئلت می نماید.

نوشته شده توسط محمد در شنبه دوازدهم بهمن 1392 |
 
مطالب قدیمی‌تر